|
|
|
|
|
ارومیه گویند ،کردستانم به یاد اید
ارومیه ام خاک امیرخان لبزرین فرزند کاوه آهنگر بر قلعه دمدم،چکاچاک شمشیر و خیانت زهرآگین و خاک گورستان جنگ خان کردان با اهریمن پرستان ارومیه ام به یاد آید ،کردستانم به یاد شیخ عبیدالله نهری در مصاف قرآنهای ممهور والی خاین تبریز در مهمانی جوانمردانه شان جعفر اقا به یاد اید و سوارانی از نژاد پارت و از تبارشان فرزند دیگر کاوه آهنگر،سمکوی شکاک عشایر قهرمان و ارشد بیباک در عصیان آرارات،در جنگ با خونخواران سرزمین گرگستان، کردستانم به یاد آید نیرنگی به عمق تاریخ در چهره دیوان و زخمشان برسینه جگرگوشه ارومیه همیشه کردستان ۸۷.۵.۷ شوان ارومی |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 20:31 توسط شوان ارومی
|
|
||
|
|
|
|
|
یک سال از ترور روزنامه نگار ارمنی هرانت دینک می گذرد. همه میدانیم که در اوایل قرن بیستم میلیون ها انسان بیگناه ارمنی قربانی فاشیسم سیاه ترک شدندودر همان دوران سیاه بود که ملت ارمنی از اراضی تاریخی خود بیرون رانده شد. نامردمانی به ناحق نام مسلمان بر خود نهادند تا اولین ژنوساید قرن بیستم را بر طومار ننگین جنایات و سبعیات خودمکتوب نمایند. همانانی که درسیم،کوچگری، زیلان،وقارنه را قتل عام کردند. وهرانت دینک ستاره درخشان آسمان این شهیدان است.یک سال پیش جراحت دیرین ملت صاحب درد ارمنستان ، سر باز کردویکی از بهترین فرزندان ملت برادر ارمنی ،قربانی این ضد منطق نفرت و نژاد پرستی شد. جرم هرانت دینک تنها وتنها ،ارمنی بودن و ارمنی ماندن بود و با مرگ خویش نشان داد که هیچ نیروی اهریمنی قادر به امحاء کهنترین صاحبان این آب وخاک نیست.امروز نیز وارثان دیوان مغول در فکر تکرار تاریخ در کرکوک ،کارا باغ و کردستان ایران هستند وبه خیال خام خویش درباره اشغال مجدد قره باغ توسط رژیم بی پایه و تاریخ آذربایجان مشغولند.یقینا اتحاد و همبستگی بیشتر دو ملت ارمنی و کرد لازمه شکست بیش از پیش فاشیسم در مناطق مذکور است. همچنین بر ملت و دولت ارمنستان فرض است که تا پای جان از خاک کاراباغ دفاع کرده و بدانند که ملت کرد در این راه همراه وهمگام آنان خواهد بود.به عنوان عضوی از جامعه کردستان و از جانب وطن پرستان کرد ارومیه اولین سالگردشهادت هرانت دینک را به ملت ارمنستان و ملل آزاده تسلیت گفته و خود را در غم آنان شریک میدانیم.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 11:27 توسط شوان ارومی
|
|
||
|
|
|
|
|
در استان آذربایجان غربی نیز مانند تمام استان های دیگر، بارها انتخابات (مجلس،شورای شهر ، ریاست جمهوری و...) انجام گرفته و افرادی به عنوان منتخبین مردم در پست های مختلف مشغول به کار شده اند.آنچه که انتخابات در این استان (خصوصا انتخابات مجلس و شورای شهر) را از بیشتر نقاط ایران متمایز می کند،جلوه قومی ومذهبی این انتخابات بوده است. مناطق کردنشین این استان (حتی در شهرهای مختلط) از محرومترین ومظلومترین بخشهای مناطق غرب کشور بوده و مردم کرد بارها به امید رسیدگی به مشکلاتشان در این انتخابات شرکت نموده اند.با این وجود طی دهه های اخیر ، موکریان کردستان در زمینه های اقتصادی ،عمرانی و فرهنگی حتی قدمی روبه جلو برنداشته و در مقابل سایه سیاه فقر ،محرومیت و ظلم بر این مناطق گسترده شده است.همانگونه که کردستان ایران از ماکو گرفته تا کرماشان و ایلام به نمونه بارز فقر اقتصادی و محرومیت همه جانبه در ایران بدل گشته است. آنچه مسلم است دراین بخش از کردستان به ندرت نمایندگان واقعی مردم کرد به مجلس رفته و انتخابات آزاد و دموکراتیک انجام پذیرفته است.بارها نمایندگان منتخب مردم کرد در ارومیه ، ماکو وسایر شهرهای کردستان از طرف ترکها برکنار شده و آراءمردمی انان نادیده گرفته شده است.در موارد معدودی که نمایندگانی مانند دکتر فتاح پور، حاصل داسه و...( مجلس ششم) پا به مجلس گذاشته اند به علت جو شدید انحصار، فشار و تبعیض نتوانسته اند کاری از پیش ببرند.از سوی دیگر به جرات و صراحت می توان گفت که در شهرهایی نظیر ارومیه ،سلماس ،نقده، ماکو و... که دارای جمعیت کرد وترک هستند ،هیچگاه انتخابات بدون تقلب نبوده و همیشه حق کردها در عرصه انتخابات مانند تمام عرصه های دیگر پایمال شده است، به گونه ای که مردم کرد این شهرها از انتخابات نا امید و دلسردشده اند . نمایندگان ترک زبان نیز هیچگاه در فکر کردها نبوده و در مقابل در نقش اهرم قوی تری برای فشار و لگدمال کردن حقوق مردم کرد ظاهر گشته اند.در اواخر نمایندگان کردی که از فیلتر ترکها گذشته اند، همسو با سیاست مسولان ترک در بی توجهی به کردستان گام بر می دارند وجز حفظ موقعیت خویش ، تملق و خوردن نان به نرخ روز در فکر چیز دیگری نیستند. نمایندگانی که بود و نبودشان برای ملت کرد زیاد فرق نمی کند.
انتخابات مجلس هشتم شورای اسلامی در راه است ویقینا بار دیگر عده ای با لباس کردی و دادن شعارهایی با مضمون عدالت اجتماعی و رشد و توسعه مناطق مظلوم کردنشین در صحنه رقابتهای انتخاباتی حاضر خواهند شد،طبق معمول گروههایی انتخابات را بایکوت کرده و البته تعدادی از قشرهای مختلف مردم با انگیزه های متفاوت در انتخابات شرکت کرده و کسانی هم به مجلس راه خواهند یافت.تعدادی از دوستان شرکت در انتخابات را برای انتخاب نمایندگان کرد توصیه می کنند و البته داشتن نماینده کرد بهتر از نداشتن نماینده کرد است .مخصوصا در ارومیه که دوستان معتقدند وجود نماینده کرد مانند دوره های اخیر اثبات وجود کردهاست. شرکت و عدم شرکت در انتخابات بستگی به عقاید هر شخص دارد،اما مطمئنا انتخابات در این خطه مدتهاست که حساسیت پیشین خود را از دست داده و بی توجهی به این پدیده در چهره کردستان موج می زند.بدون تردید موفقیت نمایندگان راستین و شفیق کرد و انسان پرستانی همچون مرحوم مهندس ادب ، مرحوم اورهان دوغان، لیلا زانا و رنسانس اقتصادی وسیاسی کردستان ایران جز در انتخاباتی آزاد ، دموکراتیک و با نظارت ناظران بیطرف بین المللی امکان پذیر نخواهد بود. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 14:33 توسط شوان ارومی
|
|
||
|
|
|
|
|
در ادامه سیاست سرکوب ملت کرد وامحاء کردهای استان موکریان این بار نماینده ترک های سلماس به اقتضای خوی بندگان مکتب فاشیسم کردهای سلماس را مهاجر ولایق اخراج از ایران نامید.اظهارات این نماینده!!!که در یک انتخابات کاملا آزاد!!! به نمایندگی مردم سلماس انتخاب شده، برای جامعه روشنفکر و وطن پرستان کرد جای تعجبی ندارد،زیرا پروسه نابود کردن کردها در موکریان مدت هاست که شروع شده و مطمئنا با این شخص نیز برخوردی صورت نخواهد گرفت.همه می دانیم که کرد و سنی بودن در این دیار جرم و جنایتی بس عظیم است و بدون شک مقابله با مجرمان وجنایتکارانی که از سر دشمنی با ترک ها به ناحق کرد شده اند ،بازخواست ندارد. آری، حقیقت غیر قابل انکار این است که فاشیسم ترک برای ریختن خون کرد چنگ و دندان تیز کرده و جوسازی های زنجیروار مطبوعات، مطالب سایتها وچنین سخنانی از زبان یک نماینده مجلس پیش لرزه های این برنامه غیر انسانی است.جدیدترین مردم ساکن ایران ،کهن ترین آنان را مهاجر، بی اصالت ودشمن فطری خود می دانندو برای واژگان اصیل مزدیسنا در این دیار اسم از مغولستان به عاریه می آورند. با خویی آمیخته از کردستیزی وسنی ستیزی(که رسم دیرین این دیار است) ملت ستمدیده کرد را بزرگترین دشمن آذربایجان مینامند . شخصی که نماینده مردم یک شهر در پارلمان یک کشوراست ،گروهی از مردم شهرخود رامورد اهانت قرار داده وبه صراحت می گوید که کردها را از سلماس بیرون خواهیم کرد!
اما گویا این آقایان حافظه تاریخی خویش را از دست داده وحوادث ایام پیشین را فراموش کرده اند.سراسر تاریخ ملت قهرمان کرد شاهد این حقیقت است که ملت ما همیشه پوزه ظالم را بر خاکستر مالیده و تخت ضحاکان ماردوش را به تابوتشان بدل نموده است.وجب به وجب خاک این دیار از خون قهرمانان کرد آبیاری شده و مشت اهنین کرد دندانهای اهریمنان متجاوز را خرد کرده است. ملت قهرمان ما امروز نیز چاره ای جز مقاومت در برابر فاشیسم و نابود کردن آن ندارد.ملت کرد، ظلم و استیلای مغول بر خاک کردستان را بر نخواهد تابید و کاوه های آهنگر با جتر وجهنم دره های جهنمی قلب پان ترکان ماردوش را تکه تکه خواهند کرد.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 15:11 توسط شوان ارومی
|
|
||
|
|
|
|
|
ئه ز مامه د حکمه تا خودیدا
کورمانج د ده وله تا دنی دا ئه و روم و عه جه م ب وان حصارن کورمانج تنی د چار که نارن گویا کو ل سه رحه دان حه دیدن هه ر تایفه سه ده کی سه دیدن هه ر یه ک ته ره فان قه بیلی کورمانج بو تیری قه زایی کرنه ئامانج خانی ژکه مالی بی که مالی مه یدانی که مال دیت خالی یه عنی نه ب قابلی و فه قیری به لکو ب ته عه سوبا عه شیری دا خه لق نه بیژیتن کو ئه کراد بی مه عریفه تن بی ئه سل و بونیاد کورمانج نه پر دبی که مالن به لکو د سفیل و بی مه جالن
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 11:43 توسط شوان ارومی
|
|
||
|
|
|
|
|
احوالپرسی
-سلاو = سلام -تو چوانی (چتویی)؟ = چطوری ؟ -باشم سپاس = خوبم ،تشکر -حال ته چتویه، تو چ دکه ی؟ = حالت چطور است،؟ چه کار می کنی؟ باشم، زور سپاس = خوبم ، خیلی ممنون خاترا ته دخوازم = خداحافظ ( دوستت دارم) کلمات واسمها:
ئاخ =خاک ئه ز = من تو =تو ئه وی (awi) =او(مذکر) ئه و ی(awe) =او(مونث) ئه م =ما هون =شما ئه وان =آنان ئاگر =آتش ئه رد =زمین ئه سمان =آسمان ئه وین =عشق ئاشکه را =آشکار ئول =مذهب ئیرش =حمله ئه وه =این به ر (که ور) = سنگ باران =باران برا =برادر باب =پدر دایک =مادر خوشک =خواهر مام =عمو خال =دایی مه ت =عمه خاله ت =خاله کور =پسر کچ =دختر وه لات =سرزمین خوین =خون زمان =زبان چاو =چشم ده ست =دست پی =پا بوهار =بهار هاوین =تابستان پاییز =پاییز زستان =زمستان چیا =کوه روبار ( چه م) =رود کانی =چشمه چه ک =تفنگ - اسلحه ری(re) =راه روژ =روز - آفتاب شه و =شب ستیر =ستاره هه یو =ماه کردی کورمانجی زبان کردهای شمال ، غرب،وبخش عمده ای از کردهای جنوب کردستان است.در کردستان ایران مردم کرد ماکو ،ارومیه ، سلماس ،خوی و کردهای خراسان با این گویش زیبا صحبت می کنند.متون کورمانجی اکثر با رسم الخط لاتین نوشته می شود که در اینجا به خاطر آشنایی برادران کلهر وسورانم در کردستان ایران ودوستان فارسی زبان آن را با رسم الخط عربی نوشته ام. البته رسم الخط عربی ظرفیت زبان کردی را به طور کامل ندارد ودر اواخر متون سورانی نیز با رسم الخط لاتین نگارش می شود.کردی کرمانجی در حدود یک قرن است که در زیر ممنوعیتهای غیر انسانی رژیم ترکیه وسوریه قرار گرفته و جالب اینکه با تمام فشارها به حیات خویش به عنوان زبان ملت کرد ادامه داده است.شاعران بزرگی مانند خانی(پدر زبان کردی) ،ملای جزیری، علی حریری، فقیه طیران،ماموستا جگر خوین، سیدا تیرژ و... به این گویش اصیل کردی شعر سروده اند.این گویش نیز مانند تمام گویشهای کردی ( سورانی - کلهری -زازایی -لکی - لری) از زیباترین و پر متکلمترین زبانهای شاخه هندواروپایی است.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 14:22 توسط شوان ارومی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام بر کردان نقده. یاد وخاطره سرداران وشهیدان سرافراز کردستان گرامی باد.همانانی که در جمهوری مهاباد تاریخ کرد را با زر نوشتند وروزی که پیشوا قاضی محمد به ترکان نقده گفت هیچگاه در جمهوری کردستان حق شما به عنوان یک اقلیت ضایع نخواهد شد واز جانب کردها بر شما ستمی روا نمی گردد.نقده این شهری که در قلب کردستان واقع شده ومردمش در خاکشان بیگانه اند تنها شهر تو نیست ،نقده ارومیه است،نقده مهاباد است، نقده کرکوک است نقده دیار بکر است،نقده عفرین و درسیم است،نقده...می دانم که هنوز آثار زخم های کهن بر تن نقده باقی مانده واین دیار کرد چه ها کشیده ومی کشد، ولی مطمئن باش تنها راه نجات شهر تو بیداری ،ایستادگی ومبارزه است. کسی که در میدان مبارزه از پای می افتد بر او غمی نیست و لی کسی که میدان را خالی می کند هزاران بار از پای افتاده است وچه شرمسار است کسی که پشت به میدان کند. به تو ایمان دارم ،همان گونه که به پدران راست قامت توایمان داشتم و این برخاستن نقده چه زیباست...
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 14:20 توسط شوان ارومی
|
|
||
|
|
|
|
|
هرکس که بیگانه پرستد کردومسلمان نیست...
هرکس که خاک خویش را بفروشد کرد ومسلمان نیست... هرکس که خیانت ورزد کرد و مسلمان نیست... هرکس که کردستان را فراموش کند کرد ومسلمان نیست... هر کس که عشیره گرا ،خرافی وکهنه پرست باشد کرد ومسلمان نیست... اجداد مان درس بزرگی به ما آموختند وآن هیچ کس نمی تواند در خانه ما به ما زور بگوید ارومیه وموکریان از مام میهن جداشدنی نیست زنده باد ارومیه زنده باد کردستان |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 14:17 توسط شوان ارومی
|
|
||
|
|
|
|
|
هفته جاری دانشجویان کرد دانشگاه نازلوی ارومیه در اعتراض به اهانت وتفرقه افکنی های نشریات آذربایجان غربی به ملت کرد در محوطه دانشگاه دست به تجمع واعتراض زدند.گفته می شود که ۸ دانشجو نیز دستگیر شده اند. هفته نامه اولدوز که یک نشریه نژاد پرست محلی است ،در ادامه توهینهای زنجیروار با انتشار مقاله ای تحت عنوان خواب ابریشمی مسوولان ورویای ترورسیتهابه ملت کرداهانت کرده است.پروسه تحریک افکار عمومی ومسموم نمودن فضای مطبوعاتی استان بر علیه کردها مدتهاست که از جانب نشریات فاشیست (اولدوز- آراز-نوید آذربایجان و...) دنبال می شود. روزی نیست که این دشمنان قسم خورده کردستان با ساخت شعارهای ساخت باکو و زاییده تفکرات غیر انسانی بر علیه ملتمان تیتر نزنند .نشریاتی که بالکل فاقد ارزش و صلاحیت ژورنالیستی هستند . بدون تردید هفته نامه اولدوزمدت هاست که با ایجاد این ضد فرهنگ نفرت اهداف خاصی را درقبال کردستان ایران و ارومیه همیشه کرد دنبال می کند. در جریان انتخابات شورای شهر ارومیه که کردها با وجود مشارکت بسیار کم موفقیت چشمگیری کسب کردند هفته نامه اولدوزبا توهین به کاندیداهای کردزبان و شخص خانم خدیجه منصوری (منتخب اول شهر ارومیه) کردها را اقلیت متجاوزخواهان اشغال ارومیه خواند.یقینا سکوت شوراو نمایندگی کردارومیه(که البته نماینده واقعی مردم کردنیست) اولدوز وسایر کردستیزان بی هویت را گستاخ تر نموده است.مردم کرد ارومیه وفرهیختگان کرد باید با ادامه اعتراضات و تکیه برنفس پاسخ اهانت ها راداده و از کسانی که خودرا مسوول جامعه و دلسوزا تحادملی وانسجام اسلامی می دانند انتظار میرود با توقیف ومحاکمه گردانندگان اولدوزحقانیت نیت خویش را اثبات کنند .
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 13:17 توسط شوان ارومی
|
|
||
|
|
|
|
|
منطقه ای که امروزه به نام ارومیه شناخته می شود از دیربا ز واز بدو ورود اریایی ها محل زندگی ماد وفرزند ارشد او یعنی کردها بوده است. این منطقه درزمان باستان سرزمین ماد نامیده شده و ارومیه وموکریان هزاران سال است که محل زندگی ملت کرد است .حتی وجه تسمیه واژه کرد از کارادا (منطقه جنوب دریاچه ارومیه) گرفته شده است. در اطراف شهر ارومیه دفینه هاو آثار باستانی فراوانی از دوره ماد ودیگر اقوام قدیم ایران بر جای مانده که همگی بیانگر هویت اصیل تاریخی این منطقه است.بدون شک کردها به عنوان کهنترین اقوام فلات ایران ازدیرباز در ارومیه ومناطق اطراف ان سکونت داشته وپیشینه تاریخی آنها به قدری روشن است که هیچ جای شکی برای مورخان و مستشرقان باقی نگذاشته است.(رجوع کنید به کتاب کرد-مینورسکی کرد وکردستان- واسیلی نیکتین کرد وپیوستگی تاریخی ونژادی او -رشید یاسمی و...) هرنظری خلاف این گفته چیزی جز یک تصمیم سیاسی برای انکار ملت کردو به تبع ان حقوق سیاسی، اجتماعی وانسانی وی نیست. پس از حمله اعراب و سقوط سلسله ساسانی قبایل ترکی که ساسانیان آنها را برای حفاظت از مرزهای شمال شرقی و آرال موجر کرده بودند به تدریج به سمت فلات ایران هجرت کردند وبا حمله دیوان مغول وتسلط آنان بر این خاک وآب و مسلمان شدن آنها زمینه لازم برای تسلطشان بر امور سیاسی واجتماعی ایران فراهم شد.با ظهور سلسله صفویه وخلع مذهب اجباری اقوام ایران طوایف قزلباش شیعه مذهب برای مقابله با امپراطوری عثمانی وکردهایی که به خلع مذهب تن نداده بودند به شمال غرب ایران و منطقه ارومیه کوچ داده شدند.
انچه مسلم است درزمان صفویه دست کردها از قدرت کوتاه شد و سیاست سرکوب واخراج کردها به شدت اجرا گردید.شاهان صفویه به علت مقاومت کردها در برابر سیاست خلع مذهب سیاسی همواره به آنها بدبین بودند . با شکست شاه اسماعیل در جنگ چالدران بخش عظیمی از کردستان به اشغال عثمانی درآمد واین اشغال هم اکنون نیز از جانب وارثان عثمانی (ترکیه- عراق-سوریه) ادامه دارد.درزمان حکومت شاه عباس یکی از سرداران دلیر کرد به نام (خان لبزرین) با ایجاد قلعه ای به نام دمدم بر علیه مزدوران وآلت دست شدگان شاه عباس در ارومیه دست یه شورش زد. اگرچه شورش دمدم طی جنگ های خونین ومسموم کردن مبارزان کرد درهم شکسته شد ولی قلعه دمدم وامیر دلیر آن برای کردهای ارومیه به سمبل مبارزه والگوی مقاومت تبدیل شدند.ماجرای قلعه دمدم بیانگراصالت وهویت تاریخی کردهای ارومیه است حماسه دمدم به تفصیل در منابع فولکلوریک کردی بیان شده است .امروز نیز بازماندگان طوایف انقلابی دمدم در ارومیه زندگی می کنند وبقایای قلعه در دره قاسملو واقع بر کوهی به نام چیای خان باقی مانده است.شورش دمدم مایه نگرانی بیش از پیش حکام صفوی و افشاری بود لذا نادرشاه افشار هزاران خانواده کرد را در راستای اجرای سیاست تصفیه از ولایت موکریان اخراج وبه خراسان وسایر نقاط دوردست ایران تبعید نمود.متعاقب آن طوایف ترک افشار را در محل زندگی آنان سکنی داد.امروزه نیز سیاست های ترکیزاسیون در ارومیه حریان دارد. در زمان حکومت پهلوی والی مزدور تبریز با طرح نقشه ای ناجوانمردانه و ممهور کردن قرآن جعفر اقای شکاک را به شهادت رساند.وبا قیام حونخواهانه اسماعیل اغا سمکو شهر ارومیه به کانون مبارزه با مزدوران پهلوی تبدیل گردید.این انقلاب به سایر شهرهای کردستان نیز سرایت نمود.قیام خونخواهی جعفر اقا به داعیه ای برای استقلال کردستان بدل گردید وزیر سایه مبارزان صدیق کرد ،ارومیه وسایر شهرهای کردستان مدتها توسط نیروهای کرد اداره می شد.عاقبت سمکو نیز مانند برادرش جعفر اقا فریب عوامل و مزدوران رژیم را خورد و با شهادت مارشیمون جنبش آزادی خواهان دو ملت برادر کرد وآشوری درهم شکست .سمکو هم طی یک نقشه ناحوانمردانه در اشنویه شهید شد. با شهادت سمکو واستقرار حکومت مرکزی بار دیگر ارومیه وسایر نقاط کردستان به اشغال رژیم درامد.مهمترین دلیل شکست سمکوفریب خوردن وی از شعارهای دروغین دینگرایانه دشمن بود.کردهای ارومیه در جمهوری مهاباد وحوادث پس از آن نیز به نحو شایسته ای هویت اصیل وکردستانی ارومیه را اثبات نمودند. وبا پیوستن به جمهوری وهواداری از آن نشان دادند که زندگی وتاریخ ارومیه به هیچ وجه از سایر نقاط کردستان جدا نیست.تاریخ ایران شیر مردانی چون سمکو و قاسملو را کمتر به یاد دارد. کردها هم اکنون نیز بیش از نیمی از جمعیت ارومیه را تشکیل میدهند وبه نحو شایسته ای از عهده حراست از فرهنگ وهویت خویش بر آمده اند.مذهب آنان اسلام وپیرو تسنن شافعی است.کردهای ارومیه دارای منابع فولکلور بسیار غنی وآداب،رسوم ترانه ها، وزندگی توام با متانت خاص حود میباشند.زبان آنان کردی کرمانجی است.مناطق غرب ارومیه شامل مرگور-ترگور-وبخش سیلوانا -سومای برادوست- عموما کرد هستند وبخش های باراندوز(قاسملیا)-نازلیا و...غالبا کرد می باشند.علاوه بر این کردها در تمامی نقاط شهر ارومیه وحتی روستاهای شرقی ترین قسمت ارومیه(نزدیک دریاچه) به صورت پراکنده زندگی می کنند. به علت حوادث انقلاب وجنگ کردستان مناطق کردنشین ارومیه مانند تمام مناطق کردستان محروم ومظلوم واقع شده و سیستم اداری و امنیتی شهر توسط ترکها اداره می شود ،فشار سیاسی وخفقان مطلق بر منطقه حاکم است . شهر ارومیه تبلور مظلومیت تاریخی کردهاست اما تعصب و التهاب شدید ملیتی کردهای ارومیه در برابر روند ایزوله نمودن کرد باعث حفظ هویت واصالت آنها شده است. هنوز هم فریادهای سمکو در کوهستان های ارومیه به گوش می رسد. واهمه ارشو خواب را از چشم دشمنان می ربایدوبر روی خرابه های (کلادمدم) صدای چکاچاک شمشیر خان می آید... هرکس بترسد از ما نیست... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 15:19 توسط شوان ارومی
|
|
||
|
|
|
|
|
سماییل اغا سمکو سی ده نگا گازی دکه ت گه لی خزم ومله ت چی بن چی خه باتن
شه ری مه ژبو ناموسی یه ژبونا خاکا مه یه ئه م تینه کوشتن چ جاران ژشایی عه جه مان راناینه رایی ئه زب ده شتا دیله مانی داکه تم وی دیانه به ژناسماییل اغا گول وشتل وهه م ریحانه ئیرو ل ده شتا دیله مانی شه ره ک دانی دگه ل شاهی عه جه مانه خودی شاهدی بابی خوسرو ل دنیایی گه له ک هه نه ل ده شتا دیله مانی توپی دستینه دکشینه ب هه سپانه اسماعیل اقا سمکو با صدای بلند فریاد میزند ای قوم وملت بجنگید و بکوشید مبارزه ما برای ناموس وشرافت وخاک ماست حتی اگر کشته شویم باز دربرابرشاه ایران تسلیم نخواهیم شد امروز بر دشت دیله مان(سلماس ارومیه) قدم نهادم(ودیدم) قامت اسماعیل اقا همچون نهال و گل و ریحان است امروز بر دشت دیلمان با شاه عجم(ایران) جنگی برافروخته است به خدا سوگند سمکو درجهان شاهدان زیادی دارد که با دست خالی توپ را ازعجم به غنیمت گرفت وبا اسب کشید
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386ساعت 18:33 توسط شوان ارومی
|
|
||
|
|
|
|
|
سد مخزنی شهرچای در۱۴کیلومتری غرب ارومیه به منظور استفاده کشاورزی وشرب شهر ارومیه احداث گردیده است.این سد جهت ذخیره اب رودخانه به ره سور که از کوه های کردستان سرچشمه می گیرد احداث گردیده وبه قول مسوولین اداره ابیاری ارومیه برای منطقه سیلوانا امتیازی جز زیبایی ندارد. البته نیت پاک مسوولین برای زیبایی منطقه برکسی پوشیده نیست ولی ۵ روستای کردنشین میراوا، زریخان،دوله پسان،هلوری وخری بر اثر احداث سد شهرچای بالکل زیر اب رفته وویران شده است. همچنین بر اثر احداث این سد تعدادی از زمینهای سیلوانا نیز به زیر اب رفته و پروسه شهر شدن سیلوانا نیز پس از سالها منتفی گردیده است.راه ارتباطی ارومیه- زیوه نیز نابودویک راه کوهستانی احداث شده که درفصل زمستان تقریبا غیر قابل استفاده می باشد.خانه های روستایی وزمین های مردم روستاهای فوق باالاجبار وبا قیمت ناچیز تصاحب شده وانهارا دربدرواواره مناطق حاشیه ای ارومیه وروستاهایاطراف نموده است.البته بارها ازطرف مسوولین ذی ربط همچون بخشدارسیلوانا ،فرمانداری ارومیه وحتی استاندار(میرلوحی و قربانی) قول مساعد برای واگذاری زمین فروشی برای احداث روستاوشهرک در منطقه جهت دسترسی روستاییان به زمین های باقیمانده داده شده ولی تاکنون هیچ یک جامه عمل نپوشیده است. مردم مظلوم این روستاها که درآمدی جز کشاورزی ودامداری ندارند امروز آواره ومستاصل می باشند...
کودکان آنان بیشتر آنان از تحصیل محروم گشته وچاره ای جز روی آوردن به مشاغل کاذب وکارگری ندارند.با احداث این سد که میبایست مایه آبادانی هر چه بیشتر منطقه بود محرومیت و مظلومیت بیش از پیش سایه تاریک خودرابرسر منطقه مظلوم سیلوانا کشیده است.سدی که حتی جوانان منطقه حق کارگری کردن را نیز درآن نداشتند. امروز مردم بلاتکلیف منطقه گوش مسوولین باوجدانی را می طلبند که فریاد عدالت خواهانه انان را بشنود.ولی آیا چنین کسی پیدا خواهدشد؟ زمین هایی که سالهای سال مردم انها را با آه وخون خویش آبیاری کرده اند امروز توسط اداره منابع طبیعی یکی پس از دیگری به نام مرتع وبه کام سرمایه داران غیربومی منطقه تصرف میشود.زمین های با ارزشیکه می توانند پتانسیل های بزرگی برای گردشگری واقتصاد منطقه کردنشین غرب ارومیه باشند. انچه در فوق آمد گوشه ای از درد ورنج مردم آواره بوداما چاره چیست؟؟؟ مردم باید با تشکیل صفوف متحد وانتخاب نمایندگانی شایسته تقاضای حقوق ازدست رفته خویش را بنمایند.مردم روستاهای دیگر منطقه مرگور ودشت باید به مردم این روستاها کمک کنندوبامقاومت از زمین های توقیف شده دفاع نمایند.نمایندگان کرد ارومیه که با رای همین مردم امروز بر کرسی مجلس تکیه زده اند باید به داد آنها برسند وبا متوقف نمودن روند اشغال وتوقیف مزارع به مردم روستا جهت تقویت اقتصادی کمک کنند.اداره آبیاری ،استانداری، اداره منابع طبیعیوهمه مسوولین منطقه بایدبدانند که با بی توجهی و تعدی که به حقوق این مردم نمودند خویش را در نزد وجدان بیدار بشریت شرمسار ساخته وخشم وکینه مردم را بر خویش خریدند........ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386ساعت 19:6 توسط شوان ارومی
|
|
||
|
|
|
|
|
ای دشمن هنوز زنده است ملت کرد زبان
وبلایای روزگار اورا از پای درنخواهد آورد ما فرزندان رنگ سرخ انقلابیم بنگرید بیرق ما خونین است ما فرزندان مادها وکیخسرویم بنگرید گذشته مان خونین است ما فرزندان کاوه آهنگریم تنها وطن است دین وآیین مان جوان کرد امروز همچو شیر برپای خواسته است برای میهن خویش جانفداست کس نگوید کرد مرده است کرد زنده است زنده است وهرگز نخواهد افتاد بیرق ما... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386ساعت 17:52 توسط شوان ارومی
|
|
||
|
|
|
|
|
انچه مرا به نوشتن این مطلب واداشت اهانتها تهمتها یی بود که از طرف برخی از وبلاگ نویسان و فعالان مدنی اذربایجان به ملت قهرمان کرد می شود. البته ما به عنوان انسانهای ازاده، مستقل و صاحبان تمدن ماد به هیچ وجه مقابله به مثل نکرده ونخواهیم کرد وبه کلام وزبان مقدسی که خداوند متعال بر کاممان نهاده خیانت نخواهیم نمود.
متاسفانه جریان هویت خواهی آذربایجان از بدو تولد به خوی دگر ستیزی آلوده گشته ،و آنچه مسلم است مردم آذربایجان با بحران شدیدهویتی روبرو است و کسانی که قصددارند زندگی مسالمت امیز دو خلق کردواذری را مخدوش نمایند کردوکردستان را دشمنان اذزبایجان مینامند ودر این راه از هیچ کوششی فروگذار نمی کنند. اذری ها رابر علیه کردها می شورانند واهل سنت وجماعت را مورد اهانت و دشنام قرار می دهند.مهاباد این قلب تپنده کردستان را جزوی از خاک باکو وکرمانشاه وکرکوک را قسمتی از اذربایجان بزرگ می دانند. روزی نیست که نشریاتی که خود را اذری دانسته وحامی حقوق اذربایجان قلمداد میکنند بر علیه کردها قلم فرسایی ننمایند.کسانی که حتی کردها راندیده اند ومعلومات انها از حد یک عامی تجاوز نمی کند.... ما چه می گوییم؟؟؟؟؟؟؟ ملت کرد با سابقه درخشان وتاریخ خونبار هیچ ملت دیگری را دشمن خود ندانسته وهر دستی را که به قصد یاری به سوی او دراز شده باشد به گرمی می فشارند. کردها وجود هیچ ملتی را مساوی نابودی خویش ندانسته واز طریق انکاردیگران به اثبات خود نمی پردازند.یونانی ها روس ها ارمنی ها فارس ها و... را رقبای تنفسی خود نمی دانند وهیچ گاه درطول تاریخ الت دست دیگران نشده اند. چرا مطالبات به حق ملت کرد باید به دستاویزی برای دشمنی اذری ها تبدیل گردد وتحقق انها مایه نابودی انها شود.؟؟؟ بدون شک کردها صدها سال است که هویت اصیل خویش را درک کرده و برای دفاع از ان چه رنجها که ندیده اند.......
اگر چه امروز کردها در اذربایجان غربی مورد تبعیض ،ظلم و محرومیت اشکار هستند ولی با این همه باز به اقتضای فرهنگ عالی وتمدن اصیل خویش اذری ها را مسول نمی دانند. اعمال فشار اقتصادی ومحرومیت بر مناطق کردنشین ارومیه،اجرای سیاستهای انکار وامحای فرهنگی ،تبعیض ، همه وهمه باعث ایزوله شدن و خودباختگی کردها نشده ونخواهد شد. بدون شک صاحبان این اب وخاک کسانی هستند که به خاطر ان خون داده اند ازجان ومال وفرزند گذشته اند،فرهنگ خویش را پاس داشته وبه فرهنگ ملتهای دیگر نیز احترام گذاشته اند.در طول تاریخ خونبار کردها همیشه ان که از بین رفته ظالم بوده وان که بر جای مانده ملت کرد... و این همه انتظاری است که از صاحبان کهن ترین تمدن های بشریت می رود.... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386ساعت 17:43 توسط شوان ارومی
|
|
||
|
|
|
|
|
هاوار بکه هاوار چه ند بلند دبیت ده نگی ته
وه کو کرماشان وطاق بوستان... وه کو پاوه وسنه ولورستان... وه کو شاهو وئاگری وسیپان ئه ی دالامپه ر ستارا من... وه کو مهاباد ووه کو ئامه د.. بیژه توبانگ بکه ...هاوار...هاوار... وه کو شورشا سمکو... وه کو هاوارا ئه رشو... وهکو نالینا شه هیدین کوردستان... ئه وجار تو هاوار بکه...
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 13:12 توسط شوان ارومی
|
|
||